الشيخ حسين المظاهري
275
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
آيا اگر به حكومت رسيديد ، مى خواهيد در زمين فساد كنيد و پيوند خويشاونديتان را ببريد ؟ اينانند كه خدا ، لعنتشان كرده است و گوشهايشان را كرو چشمهانشان را كور ساخته است . آنان كه پيمان خدا را پس از استوار كردنش ، مى شكنند و آنچه را كه خدا به پيوستن آن ، فرمان داده ، مى گسلند و در زمين فساد مى كنند ، لعنت بر آنهاست و بديهاى آن جهان ، نصيبشان باد . كسانى كه پيمان خدا را پس از بستن آن مى شكنند و آنچه را كه خدا به پيوستن آن فرمان داده مى گسلند و در زمين فساد مى كنند ، زيانكارانند . جعفرى مى گويد كه از ابوالحسن ( ع ) شنيدم كه فرمود : " ما لى رأيتك عند عبدالرّحمن بن يعقوب ؟ فقلت : انه خالى . فقال : انه يقول فى الله قولًا عظيماً ، يصف الله و لا يوصف ، فامّا جلست معه و تركتنا و امّا جلست معنا و تركته . فقلت : هو يقول ما شاء ، اى شىء على منه اذا لم اقل ما يقول ؟ فقال ابوالحسن ( ع ) : أمّا تخاف ان تنزل به نقمه فتصيبكم جميعاً ؟ أما علمت بالّذى كان من اصحاب موسى ( ع ) و كان ابوه من اصحاب فرعون ، فلمّا لحقت خيل فرعون ، موسى تخلّف عنه ليعظ اباء فيلحفه بموسى ، فمضى ابوه و هو يراغمه حتّى بلغا طرفاً من البحر فغرقا جميعاً . فأننى موسى ( ع ) الخبر ، فقال : هو فى رحمه الله ولكنّ النّقمه اذا نزلت لم يكن لها عمّن قارب المذنب دفاع . " 207 چگونه است كه تو را نزد عبدالرحمن بن يعقوب مى بينم ؟ گفتم : او دايى من است . حضرت ( ع ) فرمود : او پيرامون خدا ، سخنانى بس بزرگ مى گويد . خدا را توصيف مىكند در حالى كه خدا ، وصف نمى شود . يا با او مى نشينى و ما را كنار مى نهى ، يا با ما مى نشينى و او